من به دنبال هیچ تضمینی برای شن هایی که دانه دانه از لای انگشتانم مست و بی جان رهایم می کنند نیستم.
دستانت را بالا بیاور ، تکه ای از آسمان را بکَن ، چنان که خونش جاری شود ؛
چشمانت را ببند و پرستش را از بر کن ،
چشم که باز کنی ، هیچ نداری ؛ حتی قطره ای خون در رگ هایت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر