هرروز دنبالت در خیابان ها می دوم ، وقتی با هیجان به تو می رسم و دست روی شانه ات می گذارم ، بر می گردی و تو نیستی .. خسته شده ام ، چند روز است که همه تواند و تو هیچ کدام نیستی . همه تو ها خندان به سمتم می آیند ولی من خوب تو را ، نگاهت را می شناسم. دلم برایت تنگ شده ، کاش بر می گشتی ، دلم برای نگاه نافذت چند ماه است که تنگ شده ، عکس صفحه گمشده تمام روزنامه ها تویی ، فقط نامت فرق می کند ، انگار همه تو را گم کرده اند، دنیایی بی تو تنها شده ، همه تو شده اند ، کاش پایانی تلخ می گذاشتی ، نه یک دنیا سر گشتگی دور و برم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر