۲۰.۱.۸۹

دقت کردی گاهی با خواندن بعضی چیز ها و دیدن بعضی چیزهای دیگر فقط باید ساکت بنشینی سرجایت ؟ مثلاً وقتی حسین نوروزی دلش می گیرد ! یا وقتی فیلم زندگی خودت را یک جای دیگر که روحت هم خبر نداشت، می بینی. اصلاً کسی که انقدر از درون جای خالی کسی را حس می کند چگونه می تواند برای کودکان باشد ؟ با آنها بخندد ، داستان بسراید ؟ دلم تنگ می شود برای لحظه ای که رگبار می بارد ، تا به حال حساب کردی سر جمع چند دقیقه از سال تگرگ را می بینی و می شنوی عزیزم؟ ذهنم آشفته نیست ، به نظرم همه این ها را اگر map کنی در دنیای من یک رشته اند.
همیشه فکر می کردم مشکلاتم کوچکند در مقابل بعضی ها ، با صرفنظر از آنهایی که در برابرشان بدبختم . حالا می بینم من در چند هفته گذشته درد عظیمی داشتم، می بینم چقدر جای یک نقش در زندگی ام خالی ست ، من پول نمی خواهم .
کاش این دنیا پر از لینک های الکی نبود ، چرا من باید به کسی که از من متنفر است و منتظر است دست از پا خطا کنم، لینک باشم ؟ کاش نبودیم ، و کاش می شد همه این لینک ها را پاک کرد تا شاید می توانستم راحت باشم . کاش می شد دست از این "زشت است" ها بردارم و وقتی از کنار کسی که وصف شد رد می شدم نه سلامی باشد نه علیکی ، و می شد گفت فلانی بگذر از این همه تظاهر و دروغ ...

۳ نظر:

احسان ه گفت...

می شه... کافیه از خودت شروع کنی...

ناشناس گفت...

امیدوارم بهتر شی

ناشناس گفت...

سلام ، شما دیگه نمی نویسی یا دیگه اینجا نمی نویسی ؟